|
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من منه تن خسته را دریاب مرا هم خانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود ضیافت های عاشق راخوشابخشش خوشاایثار خوشا پیدا شدن درعشق برای گم شدن دریا نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ا ی عشق خوشا خود سوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
گل سرخ
پرسیدم از گل سرخ ازسینه ات چه داری بر گونه های سرخ داغ غم که داری خوش می تراود ازتو عطر هوای مستی من عاشق تو هستم تو عاشق که هستی او باتبسمی گفت :ای یاردل شکسته این شرم سرخ عشق است برگونه ام نشسته پرورده جانم از عشق بر سینه بهاران درهر نسیم عاشق دل داده ام فراوان خسته ام زغربت بی عطر مهربانی این راز شور عشق است یک رمز جاودانی بی عاشقی حرام است هر لحظه زندگانی
چی بگم ابری و بارون نمی شی درد و می فهمی و درمون نمی شی خیلی وقته می بینم، زیر آوار جنون منو می بینی و ویرون نمی شی دل دیوونه، خرابم می کنی چرا مثل قدیما خون نمی شی سر به صحرا می ذاری منو تنها می ذاری لاله باغ کدوم گمشده ای؟ چرا بین گلا پنهون نمی شی وقتی بارون می زنه شاخه ها رو می شکنه دل تنها چرا تو، مثه گنجیشکا پریشون نمی شی منو می بینی و حیرون نمی شی چی بگم ابری و بارون نمی شی درد و می فهمی و درمون نمی شی… چی بگم؟ با کی بگم راز تو رو داری آتیش می گیری، خون نمی شی من که هر شب تا سحر قصه ی عشق رو تو گوشت می خونم بازم افسانه ای، افسون نمی شی تو بزرگی واسه دنیای خیال آدما دل زخمی، لاله ی دشت بلا نکنه، غصه ی لیلی رو داری واسه این قصه ها مجنون نمی شی؟ چی بگم ابری و بارون نمی شی درد و می فهمی و درمون نمی شی
تقدیم به س... ای که روشنگرتاریکی شبهای منی
بادلازاری خودبازدلارای منی ***** دوری ازدیده ودرمنظردل پیدایی روزوشب همره بیداری ورویای منی ***** توبهاری به لطافت همه تن مهتابی نفس صبحی وروشنگرشبهای منی ***** مرغ دریایی ام وتشنه ی طوفان وصال بگشاحلقه اغوش که دریای منی
ببخشیدا جسارته
دوست دارم از شما بگم ببخشیداجسارته اگه بگم شما گلی که مایه خجالته یه بسته ناقابلیه پیشکش چشمای شما پس می فرستین می دونم دل مثل کارت دعوته منتظر یه فرصتم حضوری خدمت برسم خیلی ببخشیدا ولی سر شما کی خلوته قرار بودش که من دیگه عاشق هیچ کسی نشم نمی دونم اسمش چیه یا وسوسس یا قسمته راهت بگم اون دلی که خودش یه روز یه خونه بود چشمش به دنبال شماست منتظر مرمته تصورش خوب مشکله که ما کنار هم باشیم نمی رسیم به همدیگه تلخه ولی حقیقته تلخه ولی حقیقته یه چیزی قلب عاشق وبدجوری آتیش می زنه معلومه بودن پای عشق قشنگترین اسارته خونه ما تا خونتون اونقدادورنیست نازنین عشقی که رو درد من فقط نداشتن سعادته یه شب یه شب نمیدونم چی شد رد شدی از تو خواب من از اون به بعد همش میگم خوابم یه جورعبادته خلاصه دوست دارم بیام حضوری صحبت بکنیم هرروزی که شما بگین هرروزی که فرصته اگه خدا نخواست بیام واسه همیشه پیشتون یه دونه عکس بهم بدین اگرچه کلی زحمته اگر چه کلی زحمته
الفبای عشق
باردگر نامه تو بازشد مستي ام از نامه ات آغازشد نام خدازيور آن نامه بود من چه بگويم كه چه هنگامه بود؟ بوسه زدم سطر به سطر تو را تا كه ببويم همه عطر تو را عطر تو در نامه چها ميكند غارت جان و دل ما ميكند ازغم خود جان مرا كاستي بار دگر حال مرا خواستي بي تو چه گويم كه مرا حال نيست مرغ دلم بي تو سبكبال نيست هرچه كه خواندم دل تو تنگ بود حال من و حال تو همرنگ بود بي تو از اين خانه دل شاد رفت رفتي و باز آمدن ازياد رفت هركه سر انگشت به در مي زند جان و دلم بهر تو پر ميزند بي تو مراروز طلايي نبود فاجعه بود اين كه جدايي نبود چون به نگه نقش تو تصوير شد اشك من از شوق سرازير شد اشك كجا گريه باران كجا ؟ باده كجا نامه ياران كجا ؟ برسر هر واژه گلي ريختي شوق و غمم را به هم آميختي روح به هر واژه كه كاوش كند عطر تو از نامه تراوش كند عكس توونامه تو ديدنيست بوسه ز نقش لب تو چيدنيست هرچه نوشتي همه بوي تو داشت بردل من مژده ز سوي تو داشت هرسوخنت چون سخن يوسف است بوي خوش پيرهن يوسف است من ز غمت خسته كنعاني ام بي تو گرفتار پريشاني ام مهر تو چون باد بهاري بود دردل من مهر تو جاري بود نامه به من عشق سفر مي دهد از سر كوي تو گذر مي دهد نامه تو باده مرد افكنست هر سخنت آفت هوش من است جان و دلم مست جنون ميشود تشنگي ام برتو فزون ميشود نامه تو گرچه خوش و دلكشست دردل هر واژه گل آتشست حرف به حرف تو به هر نامه يي! خواندم وديدم كه چه هنگامه يي نامه تو قاصد دنياي عشق بر دلم آموخت الفباي عشق هرالفش قد مرا راست كرد با دل من هرچه دلش خواست كرد از ب ي تو بوسه گرفتم بسي نامه نبوسيده به جز من كسي پ چون نوشتي دل من پر گرفت آتش عشق تو به دل در گرفت دال تو بردل غم دوري نهاد صاد تو دل را به صبوري نهاد سين تو سرمايه سود من است سين همه ي بود ونبود من است سوروسرورم همه از سين توست سين اثر سينه سيمين توست شين تو درخاطره شوق آورد ذال تو ما را سر ذوق آورد لام تو ياديست ز لبهاي تو وان نمكين خنده زيباي تو ميم بود شمه يي ازموي تو زانكه معطر بود از بوي تو نون تو ازناز حكايت كند هاي تو از هجر شكايت كند واوتو پيغام وصال آورد
جان ودل خسته به حال آورد آزسخنت برتن من جان رسيد حيف ازاين نامه به پايان رسيد بوسه به امضاي تو بگذاشتم ياد زماني كه تو را داشتم
چشمتون تو چشمتون چه قصه هاس نگاهتون چه آشناس اگه بپرسین از دلم می گم گرفتار شماس نگاهتون پیش منه حواستون جای دیگه س خیالتون اینجا که نیست پیش یه رسوای دیگه س نفس نفس تو سینه ام عطر نفس های شماس اگر که قابل بدونین خونه ی دل جای شماس می میرم از حسادت دلی که دلدار شماس کاش می دونستم اون کیه که این روزا یار شماس خوشا به حال اون کسی که توی رویای شماس شما گناهی نداری این روزگار بی وفاس تو خلوت شبونه ام خالی فقط جای شماس تو جام می تموم شب نقش دو چشمای شماس
عــــشق عــــشق به شکل پرواز پرندس عــــشق خواب یه آهویه روندس
مــــن زائری تشنه زیرباران عــــشق چشمه آبی اما کشندس
من میمیرم از این آب مسموم اما اون که مرده ازعشق تا قیامت هر لحظه زندس
من میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرندس
*********
تو که معنایه عشقی به من معنا بده ای یار دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از لب دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش
**********
عــــشق گذشتن از مرز وجوده مــــرگ آغاز راه قصه بوده
مــــن راهی شدم نگو که زوده اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
مــــن راهی شدم نگو که زوده اما اون که عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده
***************
ماه وماهک
|
About![]()
از آمدنم نبود گردون را سود / وز رفتن من جاه و جلالش نفزود / وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود / کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
Home
|